این روزها دارم ماه های آخر سال 1396 را می گذرانم.

از قبل دانشگاه یکی رو دوست داشتم زمانی که دانشگاه رفتم به خاطر اون نه به خاطر دل خودم شهر او را انتخاب کردم.

الان باید 6 یا 7 ماهی باشد با هم بودیم اما در 4 ماه ...  .

تقصیر من بود و همه چیز را قبول دارم.


الان که به این نقطه رسیده ام گفتم بیایم و در خلوت خودم در وبلاگی که ای چند ماهی است سری به آن نزده ام از خاطراتم بگوییم.


این دنیا گذری است و ای وبلاگ من تو هستی که ماندگاری. :)


دلم دیگر برای او تنگ نمی شود دیگر دلم  ... شاید هنوز بخواهد اما شدنی نیست.

دیگر حتی تماشای استوری های او مثل سابق جذاب نیست شاید هم دروغ می گویم جذاب است.